الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

142

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

و مع الغض 1 ) عنه 2 ) . . . منع حصوله 3 ) . . . لسانه 4 ) و لسان تابعيه 5 ) مكابرة ، نعم 6 ) حصوله 7 ) فى خصوص لسانه ممنوع ، فتأمل 8 ) . 1 ) مىفرمايند اگر از حقيقت لغويه چشم‌پوشى كنيم و بپذيريم كه اين الفاظ مستحدثه بوده و از ناحيه شارع مقدس وضع شده‌اند انصاف اين است كه وضع آنها به صورت تعينى نبوده يعنى كثرت استعمال الفاظ احكام شرعى موجب وضع تعينى در زمان شارع نشده است . « 1 » 2 ) اين احتمال ( مصنف لغويه ) 3 ) وضع تعينى 4 ) شارع 5 ) شارع 6 ) استدراك از مطالب قبلى به صورت تأكيد بيشتر به اين معنا كه خصوصا وضع تعينى در لسان شارع به هيچ وجهى صورت نگرفته است . 7 ) وضع تعينى 8 ) شارع مقدس نكاتى در اينجا قابل ذكر است : الف ) مصنف در ابتداى بحث ، وضع تعيينى استعمالى را پذيرفتند و فرمودند حصول آن جدا قريب است اما مطالبى كه در اين قسمت بيان كردند با آنچه قبلا افاده

--> ( 1 ) - انكار وضع تعينى مكابره و زورگوى است و نفى سلب كلى در مورد وضع تعينى سديد نمىباشد بلكه بنحو ايجاب جزئى ثابت است . منتهى الدرايه جلد 1 صفحه 122